محمد رضا نصيرى

168

اسناد ومكاتبات تاريخى ايران ( دوره افشاريه ) ( فارسي )

حشم ، خسرو خورشيد علم ، ناصر الاسلام و المسلمين ، قامع الكفار و المشركين ، خاقان البرين و سلطان البحرين ، ثانى سكندر ذو القرنين ، خادم الحرمين الشريفين ، برادر جهان داور گردون بارگاه ، پادشاه اسلام پناه ظل الله ، السلطان الغازى محمود خان - مد الله ظلال خلافة على روس العالمين خليفه اهل اسلام و فروغ مشعل دودمان تركمانيه بودند ، و نواب همايون ما نيز سليل آن سلسله سپهر احتشام بوديم براى مزيد ائتلاف به حسن تلافى طالب امضاء مطالب خمسه كه در توثبقات سابقه مسطور است از آن حضرت گشتيم . بعد از آمد شد سفرا كه پادشاه سليمان جاه ماده را قبول و دو ماده را به معاذير شرعيه و معاذير محاذير ملكيه موكول ساخته به موجب نوامج نوامخ ختام خواهشمند فسخ اين مرام شده بودند اگر چه نواب همايون ما كه به نسايم محبت غنچه‌گشاى ازهار اظهار اين مطلب گشتيم سوى رفع تباغض و دفع تناقض و اراحهء طرفين و ازاحهء آثار رين و شين منظورى نداشتيم . ليكن چون به تقديرات إله حصول مقصود در عقدهء امتناع مانده بود . محض از راه رضاجوئى خاطر همايون پادشاه سكندر مقام و حفظ ناموس اهل اسلام حلقه‌كوب در دوستى التيام گشته تكاليف معهوده را متروك و طريق مسالمت مسلوك داشته اين امر دلپذير را به خديو گردون سرير اعلام نموديم . اما چون بعضى از ممالك عراق و آذربايجان در ازمنه سالفه به سلاطين تركمان تعلقى داشت كه به سبب اختلاف‌انگيزى شاه اسماعيل به دولت عليه عثمانيه انتقال يافته ضمنا اظهار شد كه هرگاه بر طبع اقدس پادشاه اسلام پناه شاق و مخالف رسم وفاق نباشد يكى از آن دو مملكت به رسم عطيه به حوزه ممالك محروسه اين طرف انضمام يابد و آن حضرت را از راه برادرى در رد و قبول آن مختار ساخته بوديم و در نامهء همايون كه از آن دولت و الا مصحوب افتخار الاماجد ، نظيف افندى عز وصول بخشيد اندراج يافته بود كه اگر چه نظر به مآثر مشكوره و مساعى مبروره كه از دولت نادريه در امحا و ازالهء آثار بدع به ظهور پيوسته دولتين عليتين را متحد متحد مىدانيم ليكن بنابر بعضى جهات خاطر اقدس متعلق به آن است كه به نحوى كه مواد سابق مفتوح شده از اين مطلب نيز براى مزيد الفت و التيام در گذشته بنا - بر مصالحه ايام خديو خلد مرابع سلطان مراد خان رابع گذاشته شود تا دوستى و محبت در ميانه دو دولت عظمى و اخلاف كرام و اعقاب عظام نسلا بعد نسل در عرصهء ؟ ؟ ؟ باقى و پايدار بماند . از آنجا كه اعليحضرت پادشاه اسلام پناه وعد اين گونه دوستى ممدود و حبل محبت را به عقود مواثيق مسدود فرموده‌اند و ما نيز آن حضرت را برادر بزرگ و پاسدارى رضاى خاطر آن جناب و آرامش حال مسلمين را اهم مطالب اعظم مآرب مىشمرديم . لهذا بعد از